تبلیغات
KADAJ - دانلود رمان جابریل ، خون آشام (جلد ۲ رافائل) | دی. بی. رینولدز | مترجم: مهرداد مراد
KADAJ
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


Www.kadaj.blogfa.com

مدیر وبلاگ : AHMAD
نویسندگان
نظرسنجی
نظر سنجی







 نام رمان : جابریل ، خون آشام (جلد ۲ رافائل)

 نویسنده : دی. بی. رینولدز | مترجم: مهرداد مراد کاربر انجمن نودهشتیا

 حجم کتاب : ۲٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۶ (APK) 

 ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

 تعداد صفحات : ۲۹۸

 خلاصه داستان :

هوستن، تگزاس، شهر چکمه های کابویی، بیس بال، سفر به ستارگان و … درست دارم میگم؟
نه! غلطه!
هوستن شهر جابریل است. جابریل یکی از هشت خون آشام قدرتمندی است که بر سر تا سر آمریکای شمالی حکومت می کنند. همانطور که شما نمی دانید، سیندیا لایتون هم نمی دانست که با چه هیولایی روبرو خواهد شد. او خیلی زود فهمید که همه خون آشام ها قلب رئوف ندارند. (خوب رافائل و دانکن یه کمی عاطفه سرشون می شد)

 قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

 پسورد : www.98ia.com

 منبع : wWw.98iA.Com

 با تشکر از مهرداد مراد عزیز بابت ترجمه این رمان زیبا .

 

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

 دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

 دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

 جلد اول کتاب : 
http://www.98ia.com/News-file-article-sid-19461.html

 

 قسمتی از متن رمان :

سیندیا لایتون در میان اتوبان تاریک سرعتش را کم کرد. دستهایش محکم فرمان را گرفته بودند و صدای موتور، پشت تپش های بلند قلبش شنیده نمی شد. ناگهان چشمان مضطربش را از جاده خالی روبرو بر گرفت و به آیینه کوچک دوخت. در میان تاریک و روشنای قبل از سحر، اتومبیل بزرگی با چراغ هایی پر نور به او نزدیک می شد. احساس کرد فشار خونش به شدت بالا رفته است. پایش را تا آخر روی پدال فشرد و اتومبیل بزرگ اس یو وی را با تکان از جا کند و با سرعت زیادی به راه خود ادامه داد.
دوباره از داخل آیینه به چراغ های رو به پایین خیره شد. یک اتومبیل سدان آبی گران قیمت با شتاب فاصله خود را هر لحظه کمتر می کرد و تا چند ثانیه دیگر به او می رسید. با ترسی بی نهایت، به جلو خم شد و دستانش مانند دو چوب خشک به فرمان چسبیدند. ناگهان تصمیم گرفت از تیر رس او خارج شود.
پس فرمان چرخاند و مسیرش را تغییر داد. اس یو وی با سر و صدای زیادی رو دو چرخ بلند شد و بر روی لاین جانبی اتوبان لغزید. فقط کمی با چپ شدن فاصله داشت. سیندیا ریسک بزرگی کرد. به زحمت توانست اتومبیل سدان را تحت نظر بگیرد اما صاحبش بدون اینکه حتی نگاهی به او بیندازد، در حالیکه سرش را تکان می داد، از او سبقت گرفت و به راهش ادامه داد.
سیندیا نفس راحتی کشید. در آن لحظه باد سرد هواساز هم برایش حکم رایحه بهشتی را داشت. به عقب صندلی تکیه داد و هراسش را فرو خورد. چرا به این فکر افتاده بود که می تواند با خون آشام های بیشتری ارتباط برقرار کند؟ چرا بی خود انتظار داشت که همه مثل رافائل جذاب و تو دل برو باشند؟ درست است که آن حرامزاده دلش را شکست اما به هر حال مانند نجیب زادگان با او برخورد کرد و کاملاً قابل اعتماد بود. هرچقدر هم که نیرومند و پرقدرت بود اما زیردستانش او را دوست داشتند و به خاطر اخلاق نیکش به او احترام می گذاشتند و نه فقط از ترس.
اما این خصوصیات در خون آشام تگزاس وجود نداشت. هرگز!
او در این شهر چهره واقعی شیطان را مشاهده کرد. جابریل یکی از هشت خون آشام قدرتمند آمریکا، مخلوقی پست و فرومایه و مطرود بود که با سیندیا روبرو شد. هیولایی که افراد مورد علاقه اش را می ربود و اسیر می کرد و هرکسی را که سر راهش قرار می گرفت، از بین می برد.
و حالا …
سیندیا نیز به علاقه مندی های او اضافه شده بود.





نوع مطلب : رمانها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 دی 1394
یکشنبه 15 بهمن 1396 04:00 ق.ظ
ممنون مطلب خوبی بود
سه شنبه 28 شهریور 1396 01:10 ق.ظ
Have you ever considered writing an e-book or guest authoring on other websites?
I have a blog based on the same information you
discuss and would love to have you share some stories/information.
I know my viewers would value your work. If you are even remotely interested, feel free to send me an e-mail.
جمعه 17 شهریور 1396 09:53 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This post posted
at this site is in fact nice.
شنبه 21 مرداد 1396 04:10 ق.ظ
Outstanding quest there. What happened after? Take care!
چهارشنبه 11 مرداد 1396 01:40 ق.ظ
Spot on with this write-up, I seriously believe this website needs a lot
more attention. I'll probably be returning to read more, thanks for the
information!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:17 ب.ظ
I am not sure where you're getting your info, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for wonderful info I was looking for this information for my mission.
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:48 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your
blog and in accession capital to assert that I get actually enjoyed account your blog posts.
Anyway I'll be subscribing to your augment and even I achievement you
access consistently rapidly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




پیوند روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار تلگرام

www.kadaj.mihanblog.com

کلیه حقوق این وبلاگ برای KADAJ محفوظ است